در این رنسانس یا تجدید حیات ، دماى بدن بیمار بصورت مصنوعی از سی‌وهفت درجه، دماى طبيعى بدن، تا سی‌ودو درجه كاهش داده  مى‌شود. در اثر اين کاهش دما جريان خون كند مى‌شود و در نتيجه تمامى پروسه‌های بیوشیمیایی و فعاليتهاى درونى بدن از جمله مغز كند مى‌شوند. دكتر هامان مزیت کند شدن جریان خون در مغز را از نظر عملی یک نوع تراپی محافظتی  تعريف مى‌كند. کند کردن جریان خون در مغز بیمار فرصت بیشتری در اختیار پزشکان معالج قرار مى‌دهد . هر چقدر پایین آوردن درجه حرارات بدن بیمار با سرعت بیشتری انجام شود صدمات ناشی از حضور لخته خونی در مغز کمتر خواهد بود. حضور لخته مانع از رسيدن اكسيژن به سلولهاى مغزى مى‌شود. وقتى فعاليت سلولهاى مغزى كاهش پيدا كند اين سلولها به اكسيژن كمترى نياز دارند در نتيجه قبل از اينكه در اثر حضور لخته از بين بروند يا به زبان ساده‌تر خفه شوند! پزشكان فرصت پيدا مى‌كنند به کمک داروهای حل کننده ، لخته خونی را از بین ببرند. بخش تئوری اين روش درمانى اميدواركننده به نظر مى‌رسد

نتايج تست حيوانى هيپوترمى روی حیوانات آزمايشگاهى موفقیت آمیز بوده است  و امیدوار کننده به نظر مى‌رسد. با اين روش آسیبهای مغزی سی تا پنجاه درصد کمتر شده‌اند. تا کنون در امریکا شصت بیمار مورد درمان قرار گرفته اند